مرتضى مطهري

343

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

شناخت ما از گذشته كه غيرقابل آزمايش است نيز استنباطى و آيه اى است . مسئلهء مورد بحث ما خدا در آيينهء انديشهء بشرى است . اولين پرسش اين است كه اين آيينه قادر به نمايان ساختن و منعكس ساختن هر حقيقتى باشد ، آيا قادر است كه خدا را در خود نمايان سازد ؟ همان مسئلهء معرفة الله است . يعنى قادر است كه جهان را مانند آيينه و خود را بالاتر از آيينه در خود منعكس سازد ، خدا را چطور ؟ پس ، از سه مسئلهء مهم فلسفه : جهان ، انسان ، خدا ، دوتاى اولى حل شد ، سومى چطور ؟ . بديهى است كه اولًا ذهن كه همچون آيينه است چيزى را مىتواند در خود منعكس كند كه مستقيماً با او مواجه باشد ، لهذا جهان را مىتواند در خود منعكس كند اما خدا را چطور ؟ و ثانياً ذهن چون محدود است محدود را مىتواند در خود منعكس كند نه غير محدود را . خداوند چون نامحدود است غيب هم هست . پس هر دو اشكال موجود است . جام جهان نما : جواب اشكال دوم اين است كه آرى مىتواند اما با كمك همان قدرت خارق العادهء نفس به قسمتهاى مربوط به نقص و غلط و خطاى خود . به عبارت عرفانى ، اين جام مىتواند جهان نما باشد . در اينجا حكيم از يك جنبه بحث مىكند و عارف از جنبهء ديگر . حكيم خدا را در آيينهء انديشه ها - كه به هر حال نوعى تصوير است - مىخواهد بشناسد و به كمك مفاهيم و انديشه ها ، و عارف خدا را در آيينهء معرفت حضورى نفس كه ذات نفس - نه تصويرى از تصويرها - آيينه است ( 1 ) يعنى همان علم حضورى نفس به ذات خود اگر تكميل شود منتهى به علم حضورى به ذات حق مىشود و تمام

--> ( 1 ) رجوع شود به جلد پنجم اصول فلسفه ، صفحات 99 - 106 .